*نشر:* گاهنامه مدیررضا بابایی نویسنده چندین کتاب و مقاله در زمینه دین و فلسفه در سن ۵۵ سالگی گرفتار سرطان شدو روزگار برای او چنین رقم زد که پنجه در پنجه این بیماری سخت اندازد و با کمال تاسف در ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ از بین ما رفت. یادداشت زیر از اوست.اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرندو آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم،و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را در مینوردم؛ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، ب
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 11:17